ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

74

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و به بنى برسق كه در خوزستان بودند نامه نوشت . آنان نيز فرمانبردارى خويش اعلام داشتند . يكى از پسران برسق ، زنگى بن برسق نزد سلطان محمد دربند بود . به برادرانش نامه نوشت و از آنان خواست كه به نحوى كار منكبرس بسازند . اينان به منكبرس نامه نوشتند ، چون به خوزستان آمد در بندش كشيدند و به اصفهان فرستادند . در آنجا نزد پسران عمش تكش به زندانش كردند . زنگى بن برسق نيز از اسارت آزاد شد و به مقامى كه داشت باز گرديد . اقطاع بنى برسق الشتر [ 1 ] و شاپور خواست بود و جز آن دو ، سرزمينهاى ميان اهواز و همدان بود . سلطان دينور را در عوض اين سرزمينها به اقطاع ايشان داد و آنها را از آن ناحيه دور كرد . و اللّه تعالى اعلم . قتل فخر الملك بن نظام الملك گفتيم كه فخر الملك ابو المظفر على بن نظام الملك وزير تتش بود . تتش او را به زندان كرد . چون بركيارق ، تتش را منهزم نمود ، فخر الملك را در زندان او بيافت و آزادش كرد . برادرش مؤيد الملك وزير بركيارق بود كه به سبب سعايت مجد الملك بلاسانى بركيارق او را عزل كرد و در سال 488 برادرش فخر الملك را به وزارت برگزيد . در اواخر قرن پنجم مردى باطنى به شكايت بر در سراى او آمد . فخر الملك او را به درون خواند تا به شكايتش گوش دهد . آن مرد خنجر بر كشيد و او را بكشت . كشنده را نزد سنجر بردند . سنجر فرمان داد او را بزنند تا نام كسانى كه او را بدين كار واداشته‌اند بگويد . او نيز نام چند تن را بگفت . او و همهء آن كسان را كشتند . حكومت چاولى سكاوو بر موصل و مرگ جكرمش چاولى سكاوو بر سرزمينهاى ميان خوزستان و فارس غلبه يافته بود و قلعه‌هايش را آبادان و استوار ساخته بود . و با مردم رفتارى ناپسند داشت . چون سلطان محمد به استقلال به پادشاهى نشست ، چاولى سكاوو از او بيمناك شد . سلطان ، امير مودود بن انوشتكين [ 2 ] را بر سر او فرستاد . چاولى از او تحصن گرفت . مودود هشت ماه او را محاصره نمود . چاولى به سلطان پيام داد كه تسليم مودود نخواهد شد سلطان ديگرى را بفرستد تا فرود آيد . سلطان انگشترى خود را با امير آخور بفرستاد . چاولى فرود آمد و نزد سلطان به اصفهان رفت و به فرمان او با لشكرى براى جهاد با فرنگان عازم شام گرديد . مىخواست بلادى را كه فرنگان گرفته بودند از ايشان باز پس ستاند . در اين احوال جكرمش فرمانرواى موصل نيز ، از فرستادن اموال سلطانى دست باز داشته

--> [ ( 1 ) ] متن : الامسير . [ ( 2 ) ] متن : انوتكين .